هرمزد
هر لحظه هزار بار خدا رو شکر میکنم که دارمت
دوستت دارم
همین
یه نوشته و کلی حرف
سلام دوستان عزیز
اول : تشکر میکنم از همه دوستایی که تو نظرسنجی رابطه دو پسر شرکت کردن ، تصمیم داشتم یه پست بنویسم و نظرات رو جمع بندی کنم اما دلم نیومد . دوست دارم همینطور بمونه چون نظر هرکسی محترمه و هرکسی با خوندن نظر دوستان از این پست یه نتیجه ای میگیره .
دوم : تشکری خیلی خیلی ویژه دارم از همه دوستای گلم که اولین سالگرد عشق من و هرمزد گلم رو تبریک گفتن ، با نوشتن پست ، گذاشتن نظر ، زنگ و sms و ... برای همتون آرزوی بهترین ها رو دارم .
سوم : فردا 14 بهمن اولین سالگرد آشنایی دو دوست خوبمه ، تبریک میگم به حسین و امیر عزیز و امیدوارم همیشه و همیشه کنار هم باشن ، شاد و خرم و سلامت .
چهارم : خیلی خوشحالم از اینکه تعداد زوج های وبلاگی زیاد شده ، یادمه اولین روزهایی که من وارد دنیای ویلاگی شده بودم کمتر زوجی بود ولی الان خیلی ها با هم هستن
حاج پسر و هرمزد 
امیر و حسین 
مهرشاد و امیر 
علیرضا و عشقش 
یوسف و حسین 
و چند تا دوست دیگه ...
احساس میکنیم اتفاقات خوبی افتاده و به سمت و سوی خوبی داریم میریم ، به امید روزی که هیچ کسی تنها نباشه و همه از شادی بنویسن و نه از غم جدایی 
پنجم : راجع به پست آخرم که با استقبال بینظیری مواجه شد
باید خدمتتون عرض کنم که جرقه نوشتن این پست رو هرمزد گلم تو ذهنم زد و من هم دست به کیبورد شدم و میخوام هر از گاهی بنویسم .
ششم : دیشب رفتیم برای شله زرد نذری من وسایل خریدیم بعدش رفتیم تونل توحید رو دیدیم ، مردم اینقدر دنبال تفریح بودن که اومده بودن سیزده به در
حدود ٢ ساعت طول کشید تا وارد و خارج شدیم . خیلی شلوغ بود .
جمعه برفی
خونه اول :
یک روز برفی
تو یه روز سرد زمستونی
یک پسر زمینی
جلوی پنجره اتاق گرمش
تکیه داده به دیوار و یه سیگار وینیستون لایت سفید تو دست راستشه
رو پای چپش وایساده و پای راستش رو خم کرده و گذاشته رو زانوی چپش
بخار از لیوان نسکافه تلخش که روی شوفاژ جلوش گذاشته داره بلند میشه و تو دود سیگار پسرک گم میشه
وقتی میخواد دود سفید سیگارش رو بیرون بده سرش رو بالا میگیره و با تمام وجود و شایدم آرامش فوت میکنه تا دود از بین حصار آهنی پنجره عبور کنه
پسرک داره فکر میکنه
فکر
--------------------------------------------------------------------------------------------
خونه دوم :
پسری تو اتاق تاریک دمر دراز کشیده و از پشت پنجره بسته بیرون رو نگاه میکنه
داره برف میاد
پسرک داره فکر میکنه
به پسر خونه اول
---------------------------------------------------------------------------------------------
خونه سوم :
پسری پشت میز کامپیوترش نشسته و به مانیتورش خیره شده
تند و تند تایپ میکنه
ظاهرا تحقیقی داره تایپ میکنه
اما ....
نه تحقیقی در کار نیست
پسرک داره اطلاعات میده
m 18 teh
v more b
---------------------------------------------------------------------------------------------
خونه چهارم :
دو پسرک فارغ از تنهایی کنار هم دراز کشیدن
از لای پنجره هوای سرد به اتاق سرک میکشه
پسرک اول خودشو برای عشقش لوس میکنه که وااااااااااااااااااای سرده
و پسرک دوم از خدا خواسته ناز عشقش رو میکشه و ازش میخواد که بیاد تو بغلش
---------------------------------------------------------------------------------------------
خونه پنجم :
پسرکی دوست داره پسری پیشش باشه
اما
نه کامپیوتری داره باهاش چت کنه و نه موبایلی و نه هیچ
داره به رویاهاش و عشق رویاییش فکر میکنه که یهو صدایی افکارش رو بهم میریزه
پدر : پسرم امروز گوسفندها رو زودتر برگردون
4bahman88
پلی به گذشته برای تجدید خاطره :
دلخوش و عاشق از نگاه به چشمانش از آئینه ماشین داشتم کارام رو انجام میدادم که یه پیغام از طرفش برام اومد،امروز بعد از ظهر وقت داری ببینمت ؟منم با کمال میل گفتم آره حتما میآم . کی؟
اومد دنبالم و دیدمش و عاشق تر شدم . بهم گفت : کجا بریم :گفتم : هرجا تو بگی . به کوهسار رفتیم و کمی از اوضاع و احوال همدیگه پرسیدیم . شغل و تحصیلات و ...
گفت : بریم جاده امام زاده داوود ؟ گفتم : حتما . رفتیم و رفتیم و رفتیم تا به جایی دنج و خلوت رسیدیم . دیگه هوا تاریک شده بود و سردی هوا تا استخوان بدن نفوذ میکرد اما گرمای وجودش گرمم کرده بود . بهم گفت : خیلی سخته ها ، میتونی ؟ گفتم : فدای اون چشمات بشم میتونم و به خاطر تو و این رابطه از جونم مایه میذارم . آروم بوسیدمش و بهش فهموندم که خیالت راحت باشه ، بهت ثابت میکنم . بهم اعتماد کن گلم . رفتم رو صندوق عقب نشستم تا سیگارش رو بکشه و بعد از کشیدن سیگار به سمت من اومد . یه چند دقیقه ای به چشمان هم نگاه کردیم حرفی نزدیم . وقتی بلند شدم جام روی صندوق عقب مونده بود و هرمزد ازش عکس گرفت . بعدش رفتیم ونک چرم مشهد و شام بیرون ......
حاج پسر و هرمزد هر روز همدیگه رو بیشتر و بیشتر شناختن و جلو تر رفتن . یادمه اولین ماهگرد رو وقتی هرمزد دنبالم اومد . داشت برف سنگینی میبارید . من از گلفروشی بیرون اومدم و دسته گلی دستم بود . تا برسه من شده بودم ادم برفی 
اومد و سوار ماشین شدم ، گل رو دادم بهش و بو کرد و یه کادو بهم داد . یه خودنویس و یه برگه که توش نوشته بود :
آن پسر آمد ، آن پسر با یک قلب آمد ، آن پسر ...
خدارو شکر کردم و ازش خواستم که برام حفظش کنه
روزها گذشت و گذشت و من هر روز عاشق تر شدم . با هم باشگاه رفتیم . به مسافرتهای زیادی رفتیم . سینما و به لطف دوستان انواع و اقسام رستوران و فست فودهای تهران رو زیر و رو کردیم . ماهگردها گرفتیم و حرفها زدیم . همه این مدت هم شادی نبود و گاهی با هم بحث و جدل داشتیم اما خدارو شکر هیچ وقت با هم قهر نکردیم . خدای بزرگ شاهده که وقتی سفر حج بودم دلم ایران بود و هر لحظه بی قرارش ... وقتی تو فرودگاه دیدمش آروم شدم ، واقعا انگار تکه ای از وجودم مونده بود ایران . گاهی به دلیل اختلاف نظرها با هم مشکل داشتیم و هرمزد همیشه گذشت کرد و من واقعا ازش ممنونم . خیلی چیزها ازش یاد گرفتم ....
و حالا امروز :
روزی که همیشه آرزوش رو داشتم و منتظرش بودم رسید و من خوشحالم از اینکه عشقی دارم که بهم آرامش داده ، با بودنش زندگیم رنگ و بوی دیگه ای گرفت و به مسیری جدید سوق داده شد . تازه معنی عاشقانه زندگی کردن رو دارم حس میکنم و خدارو شکر 
هرمزد آسمانی من ، ممنونم ازت . به خاطر این همه مهربونیت و صبر و حوصله ای که نسبت به رفتار داشتی . ممنونم ازت به خاطر عشقی که میورزی . ممنونم ازت به خاطر وقتی که برای من میذاری . ممنونم از وجودت و حضورت در زندگی من . ممنونم از آغوش گرمت . ممنونم ازت به خاطر یک سال عاشقی ....
هزمزد گلم دوستت دارم و من هم بهت نیاز دارم
و امروز با خوشحالی فریاد میزنم تا همه بدونن :
عشق و زندگی مشترک حاج پسر و هرمزد یک ساله شد

توضیح ١ : ما جشن میگیریم اونم به زودی کسی دوست داره شرکت کنه بگه بعدا جای گله و شکایت نباشه . امشب دو نفره میریم بیرون .
توضیح ٢ : اگه تو نظرسنجی شرکت نکردید زودتر نظر بدید که قراره جمع بندی بشه .
تشکری ویژه : یه تشکر ویژه هم دارم از علیرضا و امیر و حسین عزیز .
نظرسنجی رابطه دو پسر
دوست دارم یه کار تازه ای بکنم ، جمع کوچیک و تو اقلیت ما نیاز به خیلی چیزها داره ، نوشتن خاطرات سفر و خوشی ها خوبه اما یه جاهایی باید حرفهایی زده بشه که گره از مشکل و کاری حل کنه ، دوست دارم این پست رو کامل بخونید و سر حوصله یه جواب توپ و سازنده بدید . ما به حمایت و راهنمایی هم نیاز داریم و حرفها و کارهای مهمی باید انجام بدیم . مثل محمد حسین فهیم که جدا و انصافا راهی رو انتخاب کرده که فوق العاده داره پیش میره و خیلی از بچه های دیگه که نمیشه تک تک اسم برد .
حالا بریم سر اصل مطلب :
دوست و خواننده عزیز در صورتی که با بی افی یا پارتنری موافقید نظر خودتون رو راجع به ۵ سوال زیر تک به تک یا کلی بفرمائید ، مطمئنم که این پست محشر میشه و جایی ندیدم که این سوال مطرح بشه ، این پست تا اطلاع ثانوی و رسیدن به یک هدف خوب ثابت میمونه ، ممنونم از اینکه با حوصله به وبلاگم میآیید و نظر میدید :
1- رابطه بین دو پسر رو چه جوری تعریف میکنید؟
2- پارتنری ، بی افی ، ... برای چیه و چرا دنبال بی اف یا پارتنر میگردیم ؟
3- چه باید و نباید هایی رو باید داشته باشیم تا رابطه به سرانجام برسه و یا اصلا باید محدودیتی برای هم قائل بشیم ؟
4- طولانی ترین رابطه ای که از اطرافیان دیدید چقدر بوده و علت جداییشون چی بوده ؟
۵- چه کارهایی به رابطه صدمه میزنه ؟

